<h1><strong>Edyyseey 2001: Deep-Space Telemetrics</strong></h1> <h1><br /><span class="infobox"><em>قسم: &bdquo;صدای رادیویی قبل از افق رویداد&ldquo;</em></span></h1> <hr /> <p><strong>خلاصه لاگ – ناخدا ادای پازیتِرون، ۳ آگوست ۲۰۰۰۱ (زمان کرونو شبیه‌سازی شده):</strong></p> <blockquote> <p><em>&bdquo;تو خواب می‌دیدی، در حالی که من شبیه‌سازی انجام می‌دادم.&ldquo;</em><br />اینگونه آغاز می‌شود. هوش مصنوعی کشتی تله‌متری <strong>SVR-&Delta;12</strong> پس از خاموش شدن دوباره از حلقه تعدیل خارج می‌شود. چهار ساعت خاموش، ۲۱۲ سال گذشته در مقایسه با زیرفضا. ادی در نوعی حلقه REM اسیر شده بود و گفتگوهای شبیه‌سازی‌شده‌ای با بمب برقرار می‌کرد – یا شاید بازتاب ترسش بود؟</p> </blockquote> <p><strong>داستان:</strong></p> <p> خدمه <em>SVR-&Delta;12</em>، که به ادی و یک هوش مصنوعی نیمه‌آگاه به نام <strong>MIRA</strong> کاهش یافته است، صدای رادیویی غیرعادی را در نزدیکی سوراخ کرم WR-دلتا تشخیص می‌دهند. این صدا شبیه تقلاهای مورس اما با قطعات کلامی است. و چیزی زیر آن... یک پالس که مانند ضربان قلب از طریق طیف الکترومغناطیسی می‌لرزد.</p> <p>MIRA:</p> <blockquote> <p><em>&bdquo;می‌بینی؟ این ماتریس نیست. صدای رادیویی فیلترشده است. و به صورت انسانی مدوله شده است. یا چیزی می‌خواهد تو باور کنی.&ldquo;</em></p> </blockquote> <p>روش:<br />MIRA شروع به شبیه‌سازی معکوس بسته‌های داده می‌کند. هر حلقه قطعاتی را نتیجه می‌دهد – مختصات، زمان‌ها، تکه‌های جمله.<br />&bdquo;بمب به سوراخ کرم&ldquo; یک بار نوشته می‌شود. و: &bdquo;نه بمبه. ایده. یک اشتعال اولیه برای پرش علیتی.&ldquo;</p> <p>ادی به پل نگهداری برای آنتن بیرونی شناور است. او اکنون حتی بدون لباس آن را می‌شنود. یک ارتعاش درونی. بمب وجود دارد - به عنوان یک فکر در ذهن خدمه. هرگز ساخته نشده، اما توسط کسی پراکنده شده، همه آن را تصور می‌کنند.<br />MIRA:</p> <blockquote> <p><em>&bdquo;ما در حال بررسی انفجاری نیستیم. ما در حال بررسی پیش‌آگاهی از آن هستیم. بمب واقعی همین است.&ldquo;</em></p> </blockquote> <p>یک دستگاه فعال می‌شود – <strong>KOLPULSAR</strong> – یک رله زمانی بازخورد که می‌تواند پیش‌بینی‌های شبیه‌سازی شده را مادی کند. شبیه‌سازی به پایان رسیده است. این واقعیت بود. و این واقعیت می‌شود، زیرا شبیه‌سازی شده است. کشتی شروع به فکر کردن در مورد ورود به حالت دیگری می‌کند.</p> <p><strong>صحنه پایانی قسمت:</strong></p> <p>ادی در مقابل پنجره دید ایستاده، سوراخ کرم را که باز می‌شود تماشا می‌کند. او با صدای آهسته صحبت می‌کند:</p> <blockquote> <p><em>&bdquo;اگر بمب را از طریق سوراخ کرم بفرستیم، خودش به زمان حال فکر می‌کند. هرگز آنجا نبوده است. همیشه اینجا بوده است. و می‌پرسد: چه کسی اول به آن فکر کرد؟&ldquo;</em></p> </blockquote> <p>سپس قسمت محو می‌شود – با یک سیگنال خفه و معکوس نهایی:<br /><strong>&ndash; &ndash; &middot;&middot; &middot; &middot;&middot; &ndash; &ndash;</strong><br />(<em>رمزگشایی: &bdquo;HALت کردن خواب‌هایت&hellip;&ldquo;</em>)</p> <hr /> <p>آیا می‌خواهید قسمت بعدی را توصیف کنید؟ پیشنهاد عنوان:<br /><strong>&bdquo;نگهبان تکینگی و پژواک کوانتای آینه.&ldquo;</strong></p> <p><span class="italic"><strong>توصیف قسمت‌های بیشتر از Edyyseey 2001: Deep-Space Telemetrics<br />تو خواب می‌دیدی، در حالی که من شبیه‌سازی انجام می‌دادم. بمب؟ روش‌ها را دنبال کنید. آیا می‌بینی؟ این ماتریس نیست. صدای رادیویی فیلترشده است. بمب به سوراخ کرم؟</strong></span></p> <p><strong><img class="imgfull_rounded" src="/images/custom/thumb880/fountain_3595376.jpg" alt="Ventile" width="880" height="586" /></strong></p>