عجب! این یک شعر درباره جریان زمان تطبیقی در یک ارتباط درون-خارج-بیرونی-درون است - موضوعی بین شعر فضا-زمان، انتقال اطلاعات و تشابه روانی:


🕳️ پوشش جریان زمان

یک شعر در مورد ارتباط درون-خارج-بیرونی-درون

درون، زمان به آرامی زمزمه می‌کند،
جریان نوری، پژواکی دوردست.
نبضی به بیرون - به میدان گسترش می‌یابد،
که هیچ ساعتی نظم ندارد.

Advertising

خارج شکل جریان زمان را تغییر می‌دهد،
افکار به صورت مارپیچی بالا می‌روند.
سپس بیرونی، دور در ابر فضا،
یک زمزمه رویاهای شما را لمس می‌کند.

فریادی، با تاخیر اما دقیق،
به روش خود درون باز می‌گردد.
اما نه مانند گذشته، نه آن‌طور که بود -
توسط سال بیرونی تغییر کرده است.

تطبیقی، مانند جریان آب،
هر آنچه در حاشیه آینده بسته می‌شود.
یک کلمه گفته شده، هرگز تنها نیست -
باز می‌گردد، اما دیگر متعلق به شما نیست.

بنابراین زمان چرخش می‌کند، بنابراین ذهن می‌چرخد،
درون-خارج، سپس بیرونی-درون دوباره.
و هر "من" در جریان صداها
یاد می‌گیرد که ما فقط فرستنده نیستیم -
ما می‌شویم، تغییر می‌کنیم، باز می‌یابیم
در زمان‌هایی که به خودشان متصل می‌شوند.


اگر دوست دارید، می توانم توضیح فنی را به سبک یک نامه کاهنان ستاره ای ارائه دهم.

Kupfer