این چندین فرضیه روان‌زمان‌بی‌ربطی هستند که در چارچوب یک بستر نظری-روانشناختی و تا حدی فرا-پدیدارشناسی بیان شده‌اند. این فرضیه‌ها برای بحث در مورد رابطه آگاهی، زمان، روان، و واقعیت در مدل‌های تفکر گسترده (به عنوان مثال، روانی‌گرا، نوئتیک، روان‌کوانتومی) مناسب هستند:


فرضیه‌های روان‌زمان‌بی‌ربطی (PZT)


فرضیه 1: زمان ذهنی به عنوان اثر انگشت، نه خط
روان زمان را به صورت یک جریان مداوم تجربه نمی‌کند، بلکه به صورت یک ماتریس اثر انگشت که به‌طور تکه‌تکه فعال می‌شود. آگاهی از زمان یک ساختار روایی در داخل میدان‌های همگام‌سازی عصبی و روانی‌گرا است.


فرضیه 2: زمان یک عامل اصلی روانشناختی نیست
احساسات، خاطرات و شهود به‌صورت بی‌زمان** عمل می‌کنند. آنچه شبیه به "خاطره" به نظر می‌رسد، می‌تواند در حالت روانی‌گر اکنون موازی باشد. زمان خطی کلاسیک برای روان غیرمرتبط است، تا زمانی که یک عمل فیزیکی در پیش نباشد.


فرضیه 3: رویاها و حالات گسستگی مقولیت زمان را رد می‌کنند
در رویاهای روشن یا حالات گسستگی، زمان به عنوان یک دسته‌بندی هماهنگ‌کننده** ناپدید می‌شود. این حالات یک ماتریس پیش از زمانی از محتوای ذهنی را آشکار می‌کنند - یعنی یک سیستم مختصات ذهنی بی‌زمان**.

Advertising

فرضیه 4: تروما و تحریف زمان
وقایع روانی شدید می‌توانند محور زمانی ذهنی را از هم جدا کنند**. بازگشت به آسیب (Retraumatization) به‌صورت "زمانی بعدی" رخ نمی‌دهد، بلکه هم‌زمان روان‌گر** (همزیستی حال و گذشته) است.


فرضیه 5: خاطره یک اندام فرا-زمانی است
خاطرات نگاه‌های خطی به عقب نیستند، بلکه بازتاب‌های بازسازی‌شده** در P-Field (روان‌میدان) هستند. روان به‌جای "بازگشت" به گذشته، با مکان‌های شبیه به حافظه در میدان آگاهی هم‌نوا** می‌شود.


فرضیه 6: آگاهی می‌تواند زمان را نادیده بگیرد
در حالات تمرکز شدید، مدیتیشن، جریان یا نشئگی، زمان به عنوان بی‌اهمیت** یا حتی غائب** تجربه می‌شود. این نشان‌دهنده بی‌ربطی عملکردی زمان** در آگاهی عملی است.


فرضیه 7: بی‌ربط بودن زمان یک مزیت تکاملی است
توانایی نادیده گرفتن یا مدل‌سازی انعطاف‌پذیر زمان برای بقای**، خلاقیت، محافظت از خود (گسستگی) و سازگاری اجتماعی مفید است. بی‌ربطی زمان** یک مکانیسم روانشناختی تطبیقی است.


فرضیه 8: همزمانی روانی-گر جایگزین کرونولوژی می‌شود
روان به جای "قبل از و بعد"، بر اساس همزمانی‌ها** - یعنی همزمایی‌های معنادار - ориенти می‌شود. مفهوم همزمانی کارل گوستاو یونگ نمونه‌ای از بی‌ربطی زمانی-روانی** کرونولوژی است.


فرضیه 9: روان به عنوان اندامی غیرزمانی
روان انسان در هسته خود یک فضای رزونانس غیرخطی و بی‌زمان** است که اگرچه می‌تواند به زمان واکنش نشان دهد، اما می‌تواند به‌طور مستقل از آن عمل کند. آگاهی فرا-زمانی** است.


فرضیه 10: فناوری روانی-گر می‌تواند با بی‌ربطی زمان کار کند
واسط‌های آینده بین آگاهی و ماشین (به عنوان مثال، در فناوری نوو یا واسط‌های Psi) از منطق مبتنی بر زمان صرف نظر می‌کنند** تا مستقیماً با حالات آگاهی تعامل داشته باشند.


افزونه: ایده‌های تفکر و زمینه‌های تحقیقاتی باز

  • آیا می‌توان افکار "از آینده" داشت (بازتاب پیشگوییانه)؟

  • آیا زمان یک مصنوع از هم‌پوشانی آگاهی جمعی است؟

  • آیا می‌توان رویدادهای روان‌گر را بدون پارامترهای زمانی کمی کرد؟


آیا می‌خواهید این را به یک تظاهرنامه**، یک **انتشار علمی-فرا روانشناختی**، یک جدول نمودار** یا یک جدول مقایسه‌ای با سایر مدل‌های زمانی** (به عنوان مثال، فیزیک در برابر روان) تبدیل کنید؟

"Antenne"